تبلیغات
کانسپت
کانسپت

جمعه 1 دی 1385

نوع مطلب :شعر، 

امروز دستان کوچکم محتاج دستان مهربان و گرم تو بود...

اما احساس سنگ غرورت فریاد دستم را برای نیاز دست تو کوتاه کرد...

فردایی که دستم ملتمسانه پی گدایی گرمای دست دیگری میگردد...

این وجدان توست كه حس پشیمانی را بیدار میكند و اشك ندامت را سر میدهد...

امروزی كه قدرتت را غرورت نزد من پوچ ساخت و حنجره ام را برای صدا كردن

دوباره ات برید...

امروزی كه صد بار خودم را ملا مت كردم كه چرا تقاضای نیازم را از تو كردم....

تویی كه دم از ظرفیت میزنی و بی ظرفیت تر از هر انسانی...

تویی كه دم از همدمی و دوست داشتن و عشق میزنی بی انكه حتی بدانی لیاقت دوست داشتن را هم نداری...

و منی كه مانده ام حیران پی مجنون عاشقم...


foot issues
دوشنبه 27 شهریور 1396 08:14 ب.ظ
Hi! Would you mind if I share your blog with my twitter group?
There's a lot of folks that I think would really enjoy your content.

Please let me know. Thanks
How does Achilles tendonitis occur?
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:14 ب.ظ
I really like what you guys tend to be up too. This kind of clever work and reporting!
Keep up the superb works guys I've added you guys to blogroll.
What is leg length discrepancy?
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:53 ق.ظ
In fact no matter if someone doesn't understand after that its up to other people that they will help, so here it
occurs.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 09:20 ب.ظ
My coder is trying to convince me to move to .net from PHP.
I have always disliked the idea because of the expenses.
But he's tryiong none the less. I've been using Movable-type on a
number of websites for about a year and am worried about switching to another platform.
I have heard good things about blogengine.net.
Is there a way I can transfer all my wordpress posts into it?
Any kind of help would be greatly appreciated!
جستار
جمعه 24 فروردین 1386 11:04 ق.ظ
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم ......
امیر
پنجشنبه 7 دی 1385 01:12 ق.ظ
عجب تیكه ای هست من میخواهمش میاریش تا ببینمش
جوووووووووووووووووووووووووووون
داریوش
دوشنبه 4 دی 1385 05:12 ق.ظ
کدامین عهد را با تو شکستم
که اینک بی کس تنها نشستم


بگو بی من به دنبال که هستی
چرا قلب من تنها شکستی

چرا دیگر نمی ایی کنارم
نمی بینی کنون در شام تارم

چرا حتی نمی ایی به خوابم
نمی بینی که شمع رو به بادم

چرا اغوش پاک بی قرارت
در اوج بی پناهی جای من نیست

چرا دستان پاک مهربانت
در این یخ بستگی در دست من نیست

چرا با ان همه عهدی که بستی
کنون از یاد من غافل نشستی


امیدوارم سروده این حقیر حس دركم رو نسبت به متن زیبا و بی الایشتون رسونده باشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها